یک استخر سبز در میدان ملی واشنگتن و یک جنگ شکستخورده در خلیج فارس؛ دو نماد مهم که دور دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ را شکل دادهاند. مجله آتلانتیک ضمن یادداشتی واژه «تحقیر» را در گزارشهای مربوط به این دو موضوع به کار برده است. از طرفی نظرسنجی نگرش جهانی مرکز تحقیقات پیو در ژوئن سال جاری نیز شواهد آماری از این تحقیر ارائه داده است؛ تنها ۲۳درصد از پاسخدهندگان جهانی به رهبری ترامپ در امور جهانی اعتماد داشتند و ۵۷درصد دیدگاه منفی درباره آمریکا داشتند. این دو مجموعه داده در کنار هم نه فقط وضعیت دشوار یک رئیسجمهور، بلکه سقوط دوگانه یک ابرقدرت در اعتبار جهانی و توان استراتژیک را ترسیم میکنند.
«شوخی سبز» ۱۶.۴ میلیون دلاری
داستان با وسواس ترامپ درخصوص جشن ۲۵۰ سالگی آمریکا آغاز میشود. او دستور داد استخر بازتابدهنده بنای یادبود لینکلن بازسازی شود و آب آن به رنگ آبی پرچم آمریکا درآید. پروژه از طریق قرارداد بدون مناقصه به شرکتی واگذار شد که قبلاً برای استخر باشگاه گلف او کار کرده بود. نتیجه فاجعهبار بود.
جلبکها بهشدت رشد کردند، آب سبز و کدر شد و پوشش آبی به شکل گسترده پوستهپوسته شد. بازسازی ۱۶.۴ میلیون دلار پول مالیاتدهندگان را هدر داد. ترامپ بدون هیچ مدرکی خرابکاران را مقصر دانست، اما کاخسفید هیچ مدرکی ارائه نداد. دادستان فدرال جینین پیرو، یک گردشگر را که به پوشش استخر دست زده بود دستگیر کرد اما مدارک ضعیف بود. وزارت کشور در شبکه ایکس بیانیهای صادر کرد و گفت پاکسازی جلبکهای مرده مثل ناوگان دریایی نابودشده ایران است که در کف خلیج فارس خوابیده است. به این ترتیب یک درگیری دیپلماتیک-نظامی را با یک استخر سبز مقایسه کرد. نظر آتلانتیک بسیار تیز بود.
رویداد استخر بازتابدهنده بیشتر آسیبشناسیهای حکومت ترامپ را در خود جای داده است: فساد، بیکفایتی، تهدید اقتدارگرایانه و دروغهای پوچ، بدون اینکه هیچ پیامد عادی به دنبال داشته باشد.
جان اولیور در برنامهاش طعنهزنان گفت: این مرد تازه توسط دو پهنه آب در مقیاس جهانی تحقیر شده است. یکی تنگه هرمز و دیگری استخر بازسازیشده شکستخورده.
جنگ ایران؛ از «ادعای پیروزی» تا «تسلیم کامل»
اگر استخر بازتابدهنده تنها یک نماد کمدی بود، جنگ ایران تراژدی است. در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد جنگ شدند. هدف ترامپ تغییر رژیم ایران بود. اما پنج ماه بعد تفاهمنامه ۱۷ ژوئن در ورسای توسط خود مقامات آمریکایی با واژههایی مانند تحقیرآمیز، شرمآور و تسلیم کامل توصیف شد. آمریکا تقریباً چیزی بیش از آنچه پیش از جنگ داشت بدست نیاورد. اما روی کاغذ، ایران تضمینهای امنیتی و صدها میلیارد دلار سرمایهگذاری دریافت کرد. توافق هیچ اشارهای به برنامه موشکهای بالستیک نکرد. مکانیسم بازرسی هستهای بسیار ضعیفتر از توافق هستهای دوران اوباما بود. یک مقام ناشناس آمریکایی اعتراف کرد زبان توافق آنقدر مبهم است که نباید خیلی جدی گرفته شود، چون اصل موضوع فقط تفاهم متقابل است. گراهام وود، نویسنده آتلانتیک نوشت: معمولاً آدم باید مبلغ هنگفتی به یک متخصص محتاط بپردازد تا اینگونه تحقیر شود. ایران پیش از این هیچ جنگی را نبرده بود. این تفاهمنامه با بندهای تحقیرآمیز که از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به بعد هیچ رژیم ایرانی از چنین سرمایه نمادین و عاطفی برخوردار نشده بود. طنز ماجرا آنجا بیشتر میشود که ترامپ در نشست گروه هفت گفت اگر کشورهای دیگر موشک بالستیک دارند کمی ناعادلانه است که ایران نداشته باشد. در حالی که این دقیقاً یکی از اهداف اصلی جنگ بود که هزاران ایرانی و بیش از ۱۰ آمریکایی به خاطرش جان باختند.
جنگ شکستخورده و بحران قحطی مهمات
پشت این تحقیر، تهی شدن قدرت سخت نهفته است. نسخه امنیت ملی آتلانتیک واقعیت تکاندهندهتری را فاش کرد. حدود دو سوم موشکهای رهگیر پاتریوت، بیش از یکسوم و بنا به برخی گزارشها نزدیک به ۸۰ درصد موشکهای رهگیر تاد و یکسوم یا بیشتر موشکهای کروز تاماهاوک مصرف شدهاند. مهمات باقیمانده تنها معادل ۲۰درصد سطح مطلوب پنتاگون است. آمریکا مجبور است با هر موشک پاتریوت چند میلیون دلاری و با چرخه تولید طولانی، پهپادهای انتحاری حدود ۳۰ هزار دلاری ایران را رهگیری کند. این حساب اقتصادی جنگ را ناپایدار کرده است. وزیر دفاع، هگست از کنگره درخواست میلیاردها دلار برای تکمیل موجودی کرد اما حتی اگر قراردادها امضا شوند عرضه سامانههای کلیدی مانند پاتریوت تا حدود سال ۲۰۳۰ به تقاضا نخواهد رسید. نیروهای آمریکایی مجبورند هنگام نزدیک شدن موشکهای ایرانی در چند ثانیه تصمیم بگیرند آیا موشک رهگیر محدود را مصرف کنند یا نه. گزارشها حاکی است ترامپ به دلیل کمبود مهمات جرئت دستور تشدید اقدامات نظامی علیه ایران را ندارد. معاون رئیسجمهور، ونس نگران است پنتاگون تصویر کامل را به ترامپ گزارش نکرده باشد. تهران از وضعیت آمریکا آگاه است و به همین دلیل جسورانهتر در تنگه هرمز به کشتیها حمله میکند. آتلانتیک جمعبندی کرد آمریکا ظاهراً نمیتواند بیش از چند ماه با قدرتی منطقهای مانند ایران بجنگد، بدون آنکه دچار بحران تسلیحاتی شود.
سقوط آزاد ترامپ و تصویر آمریکا
نظرسنجی نگرش جهانی مرکز تحقیقات پیو در سال ۲۰۲۶ از فوریه تا می و با پوشش ۳۶ کشور و بیش از ۴۲ هزار بزرگسال، دادههای سردی ارائه داد. تنها ۲۳ درصد از پاسخدهندگان جهانی به ترامپ در امور بینالمللی برای انجام کار درست اعتماد دارند. ۷۶ درصد هیچ اعتمادی به رهبری آمریکا در امور بینالمللی ندارند. ۷۴ درصد از نحوه برخورد ترامپ با موضوع ایران ناراضی هستند. در مقایسه با سایر رهبران، مکرون ۴۳ درصد، زلنسکی ۳۵ درصد، شی جینپینگ ۳۴ درصد، پوتین ۳۱ درصد و نتانیاهو ۱۸ درصد اعتماد کسب کردند در حالی که ترامپ تنها ۲۳درصد دارد. ۳۷ درصد دیدگاه مثبت و ۵۷ درصد دیدگاه منفی به آمریکا دارند. ۵۰ درصد آمریکا را شریک غیرقابلاعتماد میدانند و تنها ۳۲ درصد معتقدند آمریکا منافع کشورهای دیگر را در نظر میگیرد. در میان متحدان سقوط شدیدی دیده میشود؛ در کانادا از ۸۳ درصد در ۲۰۲۲ به ۳۵ درصد در ۲۰۲۶ رسیده که ۴۸ امتیاز سقوط کرده است. در آلمان از ۸۳ به ۳۹ درصد با ۴۴ امتیاز کاهش. در سوئد از ۸۳ به ۳۱ درصد با ۵۲ امتیاز سقوط و در ژاپن از ۷۶ به ۵۹ درصد با ۱۷ امتیاز کاهش. شناخت خالص جهانی آمریکا از ۲۲ درصد در سال ۲۰۲۴ به منفی ۱۶ درصد سقوط کرده و در زمره پنج کشور با منفیترین تصویر جهانی قرار گرفته است. در فرانسه دیدگاه مثبت نسبت به آمریکا از ۶۵درصد در ۲۰۲۱ به ۲۷درصد در ۲۰۲۶ رسیده که نزدیک به سطح دوران جنگ عراق است. تنها رژیم صهیونیستی است که دیدگاه مثبت نسبت به ترامپ و آمریکا دارد با ۸۱ درصد مطلوب. در بیشتر ۳۶ کشور مورد بررسی محبوبیت چین بالاتر از آمریکاست، از جمله متحدان سنتی مانند کانادا، استرالیا، فرانسه، بریتانیا و آلمان.





نظر شما